عبد الجليل قزوينى رازى

616

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

است كردن آن چون حجّامى و فصّادى « 1 » و كنّاسى ؛ و اجرت آن حلال باشد به فتواى شريعت ، و رسول و امام را روا نباشد كردن از براى ركاكت صنعت و نفرت امّت ؛ تا خواجه ناصبى رسول امين و امير المؤمنين را در همهء أحوال و أفعال « 2 » با رعيّت و أمّت قياس نكند پس اگر اين نوع از مناكحت و مجامعت روا باشد امّت و رعيّت را بقول مرتضى ( رض ) ، رسول و إمام را روا نباشد تا ديگر باره تشنيع در نحر مجبّرش بماند و آن دو سيّد معصوم ازين دو حوالت مصون باشند . و ديگر مگر « 3 » خواجه نميداند كه بمذهب مالك كه استاد شافعى است شايد كردن ؛ پس بمذهب مالك لازم آيد كه أبو بكر و عمر و همهء صحابه با زنان اين معامله كرده باشند و جواب پندارم جنگ نباشد كه زنانشان درجهء خديجه نداشتند و ايشان منزلت محمّد . امّا آنچه بر رسول و امام لفظ لواطه إجرا كرده ندانسته كه چون نزديكى با زن حلال روا باشد جايز نيست زنا خواندن كه زنا آنجا استعمال كنند كه مناكحت حرام باشد كذلك لواطه تا همچنين اين بيچاره از شرع و عرف آگاه نبود ، و در تصنيف و تشنيع هم معذور نباشد ، و چون رسول ( ص ) را بيرون از خديجه زنان بوده‌اند اگر اشارت بهمهء زنان كردى سوراخى در ناصبيى و مجبّرى او شدى . . . ! اينست جواب اين شبهه « 4 » بر طريق اختصار . آنگه گفته است : « فضيحت پنجاه و چهارم - آنكه رافضى گويد : موى قندز « 5 » و فنك « 5 » و پر طاوس همه پليد است و با آنها نماز نشايد كردن و روا نباشد » . [ امّا ] جواب اين كلمه آنست كه بمذهب أهل البيت و أئمّهء معصومين « 7 » عليهم السّلام اين جمله پاك نيست و با اينها نماز كردن روا نباشد و إجماع ايشان حجّت

--> ( 1 ) - ح : « فسادى » ( با سين مهمله ) . ( 2 ) - ح : « و اقوال » . ( 3 ) - « مگر » فقط در نسخهء د . ( 4 ) - د : « مشبه » . ( 5 ) - در برهان قاطع گفته : « قندز بضمّ اوّل و دال ابجد بر وزن هرمز نام جانورى است شبيه بروباه ( تا آخر كلام او ) » و نيز گفته : « فنك بفتح اوّل و ثانى و سكون كاف نام جانورى باشد بسيار موى كه از پوستش پوستين سازند ( تا آخر كلام او ) » . ( 7 ) - : « معصوم » .